-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و شهادت امام جواد علیهالسلام
تویی که جود و عطا بر امامها داری چقدر لطف و سخاوت برای ما داری؟! جـواد فـاطمه ارث از کـریم او بردی غـریب خانه شدن را ز مجـتبی داری اگر که زهر زمینت زده است، میدانم به سینه مثل حسن داغ کوچه را داری شرار زهر لبت را چـقـدر خشکـانده! به حجره روضۀ عطشان کربلا داری سـلام ای تن بیسـر، سـر بـدون بـدن چرا گوشۀ دیـر و به نیـزه جا داری؟ تو روی نیزه حواست به عمهها بوده تو سایـه بر سـر بـی سایـبان ما داری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیه السلام
مائیم و انـس و الفـت تو یا اباالجواد در جان ماست محنت تو یا اباالجواد با اذن فاطمه به دل ما رسیده است سـرمـایـۀ مـحـبـّت تـو یا ابـاالجـواد این قـلبـهـای ما که بـنام تو میتـپـد جامی است از ولایت تو یا اباالجواد ای نـیّـت تو یـاری زوّار خـستـهات قـربـان قـصد قـربت تو یا اباالجواد بیمار لاعـلاج نداری در این مطب محـشر کـند طـبابـت تو یا اباالجواد هر شاخه گل ز گلشن بالای مرقدت داروی درد امت تـو یـا ابـاالـجـواد صحن و رواق و باب و ضریحت بهشت ما دارالشـفـاست تـربت تو یا اباالجواد باب الجواد روزی هر صبح و شام ماست کو دوری از ضیافت تو یا اباالجواد آنچه ز وصف جنّت اعلا شنـیدهایم بـالاتـر است جـنّـت تو یا اباالجـواد مـا دل بـریـدهایـم ز دولـت مـدارهـا مائیـم و صبح دولت تو یا اباالجواد هر کس که بعد مشهد تو کربلا نرفت از دست داده فرصت تو یا اباالجواد با ایـنهـمه هـنـوز غـریـبی امـام من ای جان فدای غربت تو یا اباالجواد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
در حریم نور جای مشعل و فانوس نیست هیچ کس از لطفتان در این حرم مأیوس نیست شکرِ حق با شیر مادر مهرتان در دل نشست واقعا بیچاره هرکس با شما مأنوس نیست کـربـلا و کـاظمین و سامرا، حتی نجف هیچ جا بهرمن درمانده همچون طوس نیست دُرّ و مرجانی که از احسان به سائل میدهی در صدفهای کفِ اعماق اقیانوس نیست هرکس از، سوی تو آمد بوی جنّت میدهد بوی جنت هیچ جا چون در حرم محسوس نیست این کبوتر که به دور گنبدت در گردش است هم طراز هر پرش صدها پرِ طاووس نیست دانه دانه ذکر تسبیحم فقط شد "یا رضا" شأن ذکرت کمتر از یا نور و یا قدّوس نیست زائرانت پشت هم مرکب به مرکب آمدند این همه زائر ولی روزی من افسوس! نیست نه عبا میخـواهم و نه تیـغۀ سلـمانیات حاجتم این روزها چیزی بجز پابوس نیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
تـسلیـمـم ای کـریـم که زنـدانیام کنید فکـری برای بیسر و سامـانیام کنید بخشش بس است، عمر من بینوا گذشت من را مـؤاخـذه به هـوسـرانیام کـنید باشد روا ز کثرت عـصیان ردم کـنید آقای من نـظر به پـشـیـمـانـیام کـنـیـد بـال مـرا تعـلّـق نـفـسم شـکـسته است از خود تهـی کـنید مـرا، فـانیام کـنید آتش زدم به بال و پرم پیـش چـشم تان تـا که تـوجـهـی به پـریـشانیام کـنـیـد من حاضرم قسم بخورم خوب میشوم ای مهـربان اگر که خـراسـانیام کنید تاریکم و به جلوۀ شمس الشموسیاش با هـر فـرازِ جـامـعـه نـورانیام کـنید تنها خـوشـم به بـابِ جـواد الائـمـهاش آن دور و بر مرا سگ دربانیام کنید گـریان شدن برای حـسین است آبـرو با سـوز و آه و زمـزمه بارانیام کنید تشنه، هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد یـاد عـزیـز فـاطـمـه قـربـانیام کـنـیـد من را ببخش اگر که از این غم نمردهام من را حـلال، بهر گـران جانیام کنید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام رضا علیهالسلام
قامت سرو در آن کوچه بهم ریخته بود زهر انگار ز سر تا به قـدم ریخته بود هر قدم، زیر لبـش نالهٔ یا زهـرا داشت دردها بود که بر زانوی خَم ریخته بود گفته بود از غمِ خود پیشِ اباصلت کمی وای اگر دیدی عبا روی سرم ریخته بود با سر و صورت و زانو وسط حجره فتاد همهٔ عرش، کفِ حجـرهٔ غم ریخته بود مثل یک مار گزیده، بخودش میپیچـید یـادِ گـودال در آنجا ز قـلـم ریخـتـه بود خوب شد زودتر از مرگ، جوادش آمد دید بر جان پدر، زهـرِ ستم ریخـته بود روی زانوی پسر، جان پدر بر لب شد روی لبهای پسر نوحه و دم ریخته بود آه، این واقعه در کرب و بلا برعکس است اشکِ بابا به پسر، پیش حرم ریخته بود پـدری پـیـش پـسـر بـا ســرِ زانــو آمـد چه پسر، آه که سر تا به قدم ریخته بود إرباً إربا شده بود آن قـد و بالای رشید یک بـدن بود ولی چند رقـم ریخته بود دست خواهـر که سرِ دوش برادر افتاد دیـد احوال حسینش چه بهم ریخـته بود خوب شد آمدی ای خواهر مظلومهٔ من غـم عـالـم بخـدا روی سـرم ریخته بود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
جامها بیتاب از رزقِ شراب و بادهاند صحنها بهر حـضور سائـلان آمـادهاند با امیـد وصـل این جنّـت تـقـلا میکنند ذرّههـایی که مـیـان راه، بـیـن جـادهانـد کوثر است آب میان صحن و پاکم میکند حوضهای این حرم الحق که فوق العادهاند مادرم میگفت: سجاده نمیخواهد حـرم سنگ های خاکیاش بالاتر از سجادهاند" چند عاشق با دو چشم خیس از راه آمدند گوشۀ باب الجـوادت از نـفـس افتادهاند عـدهای با نام زیـبای تو مـستی میکنند عدهای هم دور مرقد جامعه سر دادهاند: "یا ولـی الله ضـامن شـو گـنهـکـار آمده تا همینجا هم به لطف توست راهم دادهاند نسل در نسلت همه آقـا و اهل بخـششند نسل در نسلم همه محتاج و نوکر زادهاند" اهل ایمان شد هر آن کس که نگاهش کردهای وای بر آنها که از چـشم شما افتادهاند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
تو آن امـام غـریـبی، تو آن امام رئـوف در این کرانه، به خورشید بی بدل معروف غزال خسته دوبیت اشک پیش پایت ریخت همین که شد به نگاهش نگاه تو معطوف به یک اشارۀ ابـرو « نَهَیْتَ عَنْ مُنکَر« به مهربانی لبخـند « اَمَرْتَ بِا لْمعروف« تو نـور را به دلـم ریـخـتـی، نفـهـمـیـدم نبود سنـخـیـتی بـین ظـرف با مظـروف وزیده عطر بهشت از شمـیـم گـیـسویت ندیده است به خود چهرۀ تو رنگ خسوف برای وصف تو تنهـا سکـوت بـاید کرد هنوز لـنگ حروفم، هـنوز لنگ حروف دو خط روایت «ابن شبیب» را خواندم که پا به پای دلم سوخت برگ برگ لهوف ورق ورق دل من پـر کـشـیـد تا گـودال که «دعبل» آمد و سر داد روضۀ مکشوف
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امام رضا علیهالسلام قبل از شهادت
از داغِ زهـر پیکـرم آتش گرفته است گـویی تـمامِ بـستـرم آتـش گرفته است تـر مـیکـنـد لـبـانِ مـرا کـودکـم ولـی از تـشنـگی، لب ترم آتش گرفته است پا میکشم به خاک و نفس میزنم که شهر از آه آهِ آخــرم آتــش گــرفــتــه اسـت حـالا کـبوتران به غـمـم گریه میکنند از بال و پر زدن، پَرم آتش گرفته است امـشب تـمـام حـجـرۀ من کـربـلا شده یک جرعه آب،حنجرم آتش گرفته است امشب دوبـاره خـیـمۀ آتـش گرفـته را میبیـنم و سـراسرم آتـش گرفته است سرها به روی نیزه و سرنیزهها به تن یک دشت در برابرم آتش گرفته است فـریـادِ دخـتری زِ دلِ خـیـمه مـیرسد عمّه کمک که معجرم آتش گرفته است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام زمان عج الله تعالی فرجه
ماه زمزم، قبلۀ کعبه، کجا دورت بگردم در حرم یا مروه یا کوه صفا دورت بگردم سر به قربانگه برم تا جان کنم قربانی تو روی در مشعر کنم یا در منی دورت بگردم در کنار حِجر زیر ناودان گریم ز هجرت یا که آیم در مقام و با دعا دورت بگردم از حَجَر گیرم سراغت یا که از رکن یمانی یا کـنار زادگـاه مـرتضی دورت بگردم لب بشویم از گلاب و سورۀ اقرأ بخوانم در جوار مکّه یا غار حرا دورت بگردم روی آرم در مدیـنه بر سر قـبر پـیـمـبر یا که بر گِرد مزار مجتبی دورت بگردم سوی شهر کاظمین آیم و یا پویم نجف را یا کنم چون نی نوا در نینوا دورت بگردم همچو جابر پیرهن را جامۀ احرام سازم دور قـبـر خـامس آل عـبا دورت بگردم سالها دور تو گـشتم ماه رویت را ندیـدم تا ببینم ماه رویت را کجا دورت بگردم سینه دارالزّهد و قلبم را کنم دار الولایه در حریم قدس مولایم رضا دورت بگردم ای خوش آن روزی که رو آرم به صحن عسکریّین تا که در سرداب سُرّ مَن رءا دورت بگردم میثم از خون جگر بر صفحۀ صورت نوشته عمر طی شد یوسف زهرا بیا دورت بگردم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
تقدیم به شهید مدافع حرم محسن حججی
میل عشاق همان میل خطر داشتن است زیر شمـشیر بلا سینه سپر داشتن است در نگاه حججی جلـوهای از عابس بود شرط عاشق شدن اصلا به جگر داشتن است دل شب بین بـیابـان طـلـب، گـم شـدهام راه پـیـدا شـدنم نـور قـمـر داشتن است تـازه فهـمیدهام ای چـشم خـدا پیش شما باعث دیـده شدن دیـدۀ تـر داشـتن است هرچه دادم به شما چند بـرابر برگـشت سود من در گرو حس ضرر داشتن است سر شکستن ز غمت مرحلۀ آخر هست اولش گوشهای از کار تو برداشتن است مرشدم گفت که تعـریف من از بیادبی پیش صاحب نظران نقطه نظر داشتن است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
تقدیم به شهدای مدافع حرم
خـوشا آن مـسافـر که مـنـزل ندارد کـه دل دارد و پـای در گـل نـدارد رسیدن، به عشق است آری، که گفته است؟ که عـاشـق شـدن کـار با دل نـدارد رسیدن چه نزدیک و ماندن چه دور است و این راه جز عـشق، حاصل ندارد شهـیدان همان جاده ای را گـذشـتـند کـه تــا انـتـهــا دور بــاطـل نــدارد به دریا رسیدن نصیب شهیدی است که دلـبـسـتـگـی نـزد سـاحـل نـدارد خوشا آن شهـیدی که گـمنام مانـد و ردی در مــیــان مــقــاتــل نـــدارد خوشا آن شهـیـدی که هنگـام رفـتن به دل تـرسی از خـشم قـاتـل ندارد سرش را بُریدند و در زیر لب گفت فـدای سـرت، سَـر که قـابـل نـدارد من از کربلا با توأم حضرت عشق! بـفــرمـا بـمـیــرم! نـگـو دل نــدارد بـفـرمـا بـمـیــرم، بـفـرمـا بـســوزم چه آتش چه شمـشیر، مشکـل ندارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام
پنجره فـولاد هر دم یک گـره وا میکند نام تو در این حـرم کـار مسیـحا میکند از گذشته هر زمان تا روزگارم تیره شد دل مرا در گوشه صحـن تو پیدا میکند کاسب اهل دلی میگفت رزق خویش را صبح ها از گـوشۀ چـشمت تـمـنّا میکند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
سنگ بی ارزش کنار تو زبرجد میشود سنگ قـبر دوستـانت نیـز مـرقـد میشود تو تـمامـیِّ صفـات خـوب را داری ولـی «رأفتت» بین صفت هایت سـرآمد میشود ذات قـدسیِّ تو هرگز قـابل ادراک نیست هرکه در ذاتت تفکـر کرد مُـرتد میشود عـالـم آل یـهـود از عـلـم تو مـغـلـوب شد پـس اسـیـر عــالــم آل مـحــمّـد مـیشـود گنبدت از بسکه جذاب است ای شمس الشموس صبح ها خورشید هم مجذوب گنبد میشود بنـدگـی را از کـبـوتـرهای جـلـد آموخـتم در حـرم عـبـد فـراری هم مقـیّـد میشود گرچه با چشمم ندیدم، با دلم حس کردهام از کـنـار زائـران تو مـلـک رد مـیشـود زائرت هـرجا رود حتی اگر حاجی شود در کـنار کعـبه هم دلتـنگ مشهد میشود زائرت هر قـدر در مشهـد بـماند، عاقـبت بـاز بـین رفـتـن و مـانـدن مُـردد میشود وقت مرگ و قبر و محشر چشم بر راه توأم تو نیایی خوب من، اوضاع من بد میشود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام
کلامش نور، فعلش خیر، نامش دلنشین باشد دلـیـل عـالـم ایجـاد بـایـد ایـنـچـنـین باشد یکی از معجزات حضرت موسی بن جعفر اوست عـلیّ سوّم و دست خـدا در آستـیـن باشد هوالاول، هوالاخر، هوالظاهر، هوالباطن رضا آئـیـنۀ فـضل امیـرالمـؤمنـیـن باشد رضی الله عنهم و رضوا عنه است، شأن او به قرآن بهترین مصداق آیات مبین باشد حدیث سلسله پای دلم را قرص و محکم کرد ولای حضرتش تنها مرا حصن حصین باشد شبیه تک تک اجداد خود باب نجاتم شد نخی از ریشۀ سجادهاش حبل المتین باشد بجز او چه کسی با حُسن رفتار و صمیمیت سر هر سفره با جمع غلامان همنشین باشد؟ کجا رد میکند از محضر خود سائلانش را کسی که دامنش باب الحوائج آفرین باشد ادب شرط قدم برداشتن در نزد آقایی ست که دربان حریمش حضرت روح الامین باشد شکوه بارگاهش را که دیدم با خودم گفتم بهشتی هم اگر روی زمین باشد همین باشد از اینجا دل به سوی آسمانها راه پیدا کرد حریمش مهبط الوحی و به نوعی مهد دین باشد تلاقی میکند اینجا نگـاه سائل و سلطان چرا که آستانش نقطۀ عطف زمین باشد گره وا میشود از کارها با یک "امین الله" به قدر یک سر سوزن اگر در دل یقین باشد اگر مولا سراغـم را نگیرد روز وانفـسا بدون شک حسابم با کرام الکاتبـین باشد منِ بد را ضمانت میکند جای تعجب نیست تعجب میکنم روزی اگر که غیر از این باشد همیشه وقت پابوسی تمام ترسم از این است مبادا این زیارت، این سلام آخرین باشد کسی از عهـدۀ مدح و ثنـایش بر نمیآید همیشه سهم بیت آخر من نقطه چین باشد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
غزل به وصف تو، دلخواه میشود گاهی اسیـر دست شعـف، آه میشـود گـاهی ز معجـزات نگـاهت یکی هـمین باشد که کـوه غـم به دلـم کاه میشود گاهی همان زمان که زند پر به صحن گوهرشاد سعـادتیست که هـمراه میشود گاهی و آن گدا که فقط آب و نان طلب کرده ز بـارش کـرمت شـاه میشـود گـاهی جمال خادم پیر تو بس که نورانیست خجـل ز تابش خود ماه میشود گاهی اگر چه روسیهم،عاصیم، بدم، رحمی فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با امام رضا علیهالسلام
یک عـمر فـقط بر در این خانه گـدایم دلدادهترین شخص در این صحن و سرایم هر روز من از عشق تو دم میزنم آقا پیچـیده به گوش همه این حزن صدایم من عـبد گـنهکـار و تو ارباب رئـوفی تغـیـیر کـند با تو فـقـط حـال و هـوایم مـن مـدعــی عــاشـقـی روی نـگــارم از عشق فـقـط آه و شـرر مانـده برایم هـستی تو طبیب دل بیـمار و غـمـیـنم داروکــدۀ نــام تــو داده اسـت دوایـــم من با تو شوم دور ز غم های دو عـالم بـیلـطف تـو دانـم که گـرفـتار بـلایـم لطفت که زیاد است نظر کن به من زار بگـذر تو از این بار گـناهان و خـطایم آقـا بـه جــوانـی جــوادت نـظـرم کـن من هم که جـوانم زکرم کن تو دعـایم با اینکه فـقـیـرم هـمه جا جـار زنم که مشمـول عـنایـات و کـرامـات رضایم حـاجـی تـو طـواف حـرم الله نـمـودی مـن مـفـتـخـرم مُـحــرِمِ ایـوان طـلایـم هر بار که زائر شدهام گـفتم و خواندم انگار که در عـرش و سما پیش خدایم از لـطف شما هست اگر در همۀ عمر من روضه نشین در غم آن رأسِ جدایم با چـشم پُـر از اشک حبـیبت بنـویـسد با دست تو امضا بـشود کـرب و بـلایم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح حضرت معصومه سلام الله علیها
تا ابـد دامـنهٔ عـطـر بـهـار است اینجا دست گلهاست که بر دامن یار است اینجا هـر طـرف رایـحـهٔ بـاغ تـجـلّـی دارد هر طرف پنجـرهٔ آیـنهزار است اینجا بالهایی که ملائک به طـواف آوردند وقف برداشتن گرد و غبار است اینجا بسکه روشن شده از مقدم او صبح حرم نور خورشید کم از شمع مزار است اینجا تحفههایی که زمینیست کجا لایق اوست؟ صلوات است که شایان نثار است اینجا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت معصومه سلام الله علیها
ای دختر خورشید، ای خواهـر دریا زهـراترین زینب زینبترین زهـرا مـاه مـقـیـم قـم، مهـتاب بیـت الـنـور در سایهسـار توست سـرتا سـر دنـیا فـهـم حـقـیر ما پائـیـنتـر از پـائیـن وصـف بـلـنـد تـو، بـالاتـر از بــالا لبخند معـصومت مُهـر رضایت زد بر شوق خواهرها، عـشق برادرها تنها به دست توست ای سورهٔ انفاق دنـیـای ما امـروز عـقـبای ما فـردا ماییم و چشمی تر، ای چـشمهٔ کوثر بر ما عـطایی کن از فیض اَعـطینا وقتی ضریحت را با گریه میبوسیم در چشمـمان پیداست آن قـبر نا پیدا باز از تو میگویم یا حضرت زینب باز از تو میخوانم یا حضرت زهرا از آه لـبـریـزم، از اشک سـرشـارم این قطره را دریاب دریاب ای دریا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام
تا نگاهش را به روی قرص ماه انداخته مـاه را در فهـم خود در اشتـباه انداخـته روزگارش مثل شبهای پر از مهتاب شد هرکسی چشمی در این چشم سیاه انداخته نه فقط یوسف، که دست بیوفای روزگار صادق آل عـلـی را هم به چـاه انداخـته باز هم تکرار کرده روزگار آن کوچه را پشت درب خـانهای آتش به راه انداخته چل نفر را دیده که پشت درِ یک خانهاند چون به کوچه از شکاف در نگاه انداخته زهـر هم مانـند مـیخ تـیـز اما از درون خویش را بر پهلوی یک بیگناه انداخته زهر کاری کرده که شیخ الائمه وقت وعظ بین هر حرف خودش صدبار آه انداخته زهر کاری کرده که فرزند مثل مادرش گاه بالا بُـرده دستـش را و گـاه انداخـته پیرمردی خسته در گودال حجره با عطش کربـلای دیگـری امشب به راه انداخـته هر امامی بارگاهش قد کشیده، این امام زیـر پـای زائـرانـش بـارگـاه انـداخـتـه بارگاهی از سکوت و مرقدی از جنس دل بر فرازش گـنبدی از جنس ماه انداخته
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
زبانحال امام صادق علیهالسلام قبل از شهادت
از مـهـر، آسـمـان مـدیـنـه اثـر نـداشت من سفرهام کباب، به غیر از جگر نداشت «ما آن شـقـایـقـیـم که با داغ زادهایم» جز داغ دل نصیب، جگر بیشتر نداشت بُردنـد اگر به بـزم عـدو نیـمـهشب مرا آنجا یزید و چوب تر و تشتِ زر نداشت از کـودکـانِ لـرزه به پـیـکــر فتتــادهام یک تـن امـیـد دیـدن روی پـدر نـداشت گـویی مـدیـنه رسـم شده خانه سوخـتـن سهمی دگر ز مادر خود این پسر نداشت غم نیست خانهام اگر آتش گرفت، شکر گر خانه سوخت، فاطمهای پشت در نداشت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و شهادت امام جعفر صادق علیهالسلام
گرچه شـوال ولی داغ محـرم با اوست پس عجب نیست اگر این همه ماتم با اوست مثل جـدش شده در کـنـیه «اباعـبدالله» در بقـیع است ولی کرببلا هم با اوست شیعـه را کرببلا گرچه عـلمـداری کرد جعفری مذهبمان کرده و پرچم با اوست من اگر مـورم اگـر هـیچ ولی مـیدانـم «او سلیمان زمان است که خاتم با اوست» زندگینامهٔ او سطر به سطرش روضهست که مصیـبات همه عـالم و آدم با اوست در غمش اشک، اگر ریخت اگر جاری شد بانی روضهٔ سقاست و زمـزم با اوست لفظی از کوچه در این مرثیه محزونتر نیست وارث محنت زهراست اگر غم با اوست
: امتیاز
|
























